بررسی قرار موقت

بررسی قرار موقت

قرار در لغت به معنای (ثبات و استوار کردن، استحکام دادن، تعیین و تاکید)[۱] و نیز (حکم محکم تخلف ناپذیر)[۲] می­ باشد. منظور از قرار موقت قراری است که با توجه به ماهیت آن، موقتا صادر می­شود حتی  در زمان صدور، موقت بودن آن با توجه به طبع و یا شان صدور آن بارز می­باشد بدین معنا که با از بین رفتن شرائطی که صدور آن را ایجاب می­کند پایدار ماندن قرار موقت غیر قابل توجیه است بر خلاف سایر قرارها که با اجرای آنها بازگشت به حالت سابق منتفی می­شود.[۳]

بررسی قرار موقت

مقررات مربوط به دستور موقت و یا دادرسی فوری موضوع باب دوازدهم قانون آیین دادرسی مدنی سابق مواد ۷۷۰ تا ۷۸۸ (۳۱۰ تا ۳۲۵ قانون کنونی) است که برای اولین بار در سال ۱۳۱۸ و بی‌آن که در قوانین قبلی سابقه داشته باشد به تصویب رسید.[۴]

دستور موقت یک تدبیر قضایی است که برای حفظ حقوق یک طرف، موقتاً وضعیت حقوقی خاصی ایجاب می­کند. چون این دستور موقتی است، اصل دعوا بعدا از طریق ماهوی رسیدگی خواهد شد. دستور موقت در رابطه با اصل دعوا، اعتبار قضیه محکوم بها را ندارد و دادرس هنگام رسیدگی به اصل دعوا (رسیدگی ماهوی) پای­بند دستور موقت نبوده و می­تواند حکمی مغایر با آن صادر کند.

با وجود این دادرس اگر بتواند باید سعی کند که میان دستور موقت و حکم بعدی هماهنگی ایجاد شود و طوری از اختیارات خود استفاده کند که به اصل دعوا خللی وارد نشود.[۵]­­­­­­­ قرارهای موقت در عین حال از نظام واحدی تبعیت نمی­کند و می­توان آنها را به دو دسته کلی قرارهای تأمینی و قرارهای تأخیر و توقیف اجرا تقسیم کرد.

قرارهای تأمینی

منظور از قرارهای تأمینی قرارهایی است که برای حفظ حقوق احتمالی یکی از اصحاب دعوا و گاه شخص ثالث (مثلاً قرار ملاقات یکی از والدین با فرزند صغیر) در جریان دادرسی صادر می­شود؛ من­الجمله از قرارهای تأمینی:

۱) قرار تأمین خواسته؛ تأمین خواسته عبارتند از توقیف اموال منقول و غیر منقول خوانده در دعاوی حقوقی است، به عبارت دیگر تأمین یک اقدام احتیاطی برای جلوگیری از اتلاف یا حیف و میل یا نقل و انتقال اموال مدیون برای فرار از پرداخت دین است. (که موضوع ماده ۱۰۸ قانون جدید آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی است).[۶]

۲) قرار تأمین اتباع بیگانه؛ تأمین از اتباع خارجی در حقیقت نوعی اقدام احتیاطی است برای جبران خسارت تبعه ایران، که خوانده دعوا واقع شده است.

بنابر تقاضای خوانده ایرانی به تشخیص دادگاه مبلغی تعیین تا خواهان خارجی در صندوق امانات دادگستری بسپارد تا چنانچه حکم به بی­حقی خواهان صادر شد خسارات وارده بر خوانده از وجه تودیعی جبران شود. (که موضوع مواد ۱۴۴ به بعد ق.ج.آ.د.ع.ا. می­باشد).[۷]

۳) قرار تأمین دعوای واهی؛ در کلیه دعاوی مدنی اعم از دعاوی اصلی یا طاری و درخواست­های مربوط به امور حسبی به استثنای مواردی که قانون امور حسبی، مراجعه به دادگاه را مقرر داشته است خوانده می‌تواند برای تأدیه خسارت ناشی از هزینه دادرسی و حق وکالت که ممکن است خواهان محکوم شود از دادگاه تقاضای تأمین نماید (که موضوع ماده ۱۰۹ ق.ج.آ.د.م.ع.ا. می­باشد).[۸]

۴)   قرار دستور موقت؛ نوعی از رسیدگی اجمالی به مرافعات با تشریفات خاص و سریع بدون این که وارد ماهیت دعوا شد، نام دیگر قرار دستور موقت را دادرسی فوری هم می­گویند(که موضوع مواد ۳۱۰ به بعد ق.ج.آ.د.م.ع.ا. می­باشد).[۹]

آثار قرارهای تأمینی

قرارهای تأمینی مانند سایر قرارهای موقت هیچ اثری به ماهیت دعوا ندارد یعنی دادگاه می­تواند علی­ رغم صدور قرار تأمین به نفع هر یک از طرفین دعوا، همان شخص را در ماهیت دعوا محکوم بکند علاوه بر آن چنانچه موجب صدور این قرارها، بر طرف شود دادگاه قرار رفع آن را صادر می­کند.

هر یک از قرارهای تأمینی در صورتی که مستقلا قابل شکایت باشد باید پاک نویس و به شخصی که قرار علیه او صادر شده ابلاغ ­شود؛ البته قرار دستور موقت در عین حال که مستقلا قابل شکایت نیست، پاک نویس می­شود.

قرارهای تأخیر و توقیف اجرا

قرارهای تأخیر و توقیف اجرا در مواردی صادر می­شود که اقدامات اجرایی مربوط به برگ لازم­اجرایی (برای مثال رای دادگاه، اجراییه ثبت) در شرف جریان باشد و شخصی که اقدامات علیه اوست از دادگاه درخواست تأخیر یا توقیف اقدامات را می­نماید، مثلا به موجب ماده ۴۳۷ ق.ج.آ.د.م دادگاه چنانچه قرار قبولی درخواست اعاده دادرسی را صادر بکند و محکوم­ به غیر مالی باشد دادگاه قرار توقیف اجرای حکم را صادر می­کند.[۱۰]

آثار قرارهای تأخیر و توقیف اجرا

قرارهای تأخیر و توقیف اجرا مانند سایر قرارهای موقت است این قرارها مستقلا قابل شکایت نمی­باشند در نتیجه از این جهت پاک نویس شدن و ابلاغ آنها به شخصی که قرار علیه او صادر می­شود ضرورتی ندارد.[۱۱]

منابع:

[۱].  دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، دوره ۱۴ جلدی، جلد ۱۰، ص۱۵۴۱۸٫

[۲].  معین؛ محمد؛ فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات امیر کبیر،چاپ چهارم، ۱۳۶۰، جلد ۲، ص۲۶۵۱٫

[۳]. شمس، عبدالله؛ آیین دادرسی مدنی، تهران، انتشارات دراک، چاپ ۱۷، جلد دوم،  ص۲۵۲٫

[۴] مردانی؛ نادر و بهشتی ، محمد جواد، آیین دادرسی مدنی، تهران ، نشر میزان،چاپ اول،۱۳۸۵، جلد دوم، ص۱۲۵٫

[۵] صدرزاده افشار؛ سید محسن،آیین دادرسی مدنی و بازرگانی، تهران ، موسسه انتشارات جهاد دانشگاهی ماجد،چاپ دوم ،۱۳۷۳، جلد ۲، ص۲۳۵٫

[۶]. بهرامی؛ بهرام، آیین دادرسی مدنی(علممی، کاربردی)، موسسه فرهنگی انتشاراتی نگاه بینه، تهران، ۱۳۸۵،جلد دوم، ص۱۰۳٫

 [۷]. بهرامی؛ بهرام، پیشین، ص۱۰۸٫

[۸]. قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی انلاب در امور مدنی؛ تدوین جهانگیر، منصور، نشر دوران، تهران، چاپ ۲۹، سال ۱۳۸۷٫

[۹]. بهرامی؛ بهرام، پیشین، ص۱۳۹٫

[۱۰]. شمس؛ عبدالله، پیشین، ص۲۵۳٫

[۱۱]. همان، ص۲۵۳٫

پی نوشت: پژوهشکده باقرالعلوم

منبع: حقوق گستر

مشاهده بیشتر

واخواهی چیست؟

واخواهی چیست؟

واخواهی چیست؟ محکوم‌علیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض کند که این اعتراض واخواهی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معادله امنیتی *